تبلیغات
آموزگار آمرزگار - روز 5شنبه بعد از سیزدهم

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

سه شنبه 24 خرداد 1390-07:50 ب.ظ



وامروز 5شنبه است . دوباره اداره و همون بند وبساط . تو اتاق ابتدایی نشسته بودم که پسر بچه ای همراه پدرو مادرش اومدن داخل اتاق . پدرش میگفت که اون بدون مادرش نمیره سرکلاس . کلاس اولی بود ومدرسه ه موافقت کرده بودند که مادرش بیاد و پشت درکلاس بنشینه . مسئول مقطع گفت : ما به مدرسه میگیم که همکاری لازم رو با شما داشته باشد تا آخر مهر فقط . اما پدرمیگفت : نمیشه اون رو ببرم خونه و آخرسال یک معلم براش بگیرم و بیادامتحان بده .
مسئول گفت : نه . این بزرگترین ضربه است چون کلاس های بعدهم این بچه دچار مشکل میشه . تو بین حرف های اون دونفر من سعی میکردم با بچه ارتباط برقرار کنم و بالاخره بعد از گفتن 3-4تا اسم خود بچه گفت : اسمش سید ..... سید.... سید است . متوجه نشدم و پرسیدم : سعید ؟
گفت : سید عباس حسینی . اما فقط همین و بعد هرچی می خواست بگه ،با آوردن انگشت هاش و به شکل دو یا سه آوردن می گفت که البته من چیزی متوجه نمیشدم . اما اون مسئله ای که توجهم رو جلب کرد این بود که لحظه آخر بچه انگشت اشاره اش رو روی صورت کنار چشمش گذاشت و گفت : اینها نمیدونند نقشه من چیه؟
خشکم زده بود . باورم نمیشد. یعنی بچه ها اونقدر قدرت دارند که همه رو بازی بدهند ؟
راستش وقتی اون بچه رو دیدم با خودم گفتم : همین حالا ابلاغ ابتدایی رو میگیرم و میرم پایه اول برا تدریس ( هرچند که هیچ مهارتی نداشتم ) . اما جمله آخری بچه پشیمونم کرد .

من با بچه های ابتدایی آشنا نبودم واگر به همچین موردی برمیخوردم ، چه رفتاری می بایست از خودم بروز می دادم ؟
ولی مسئول مقطع معتقد بود که تو همون چند دقیقه من به خوبی تونسته ام ارتباط برقرار کنم . و گفت: پایه اول سخت است . پایه دوم رو برات می نویسم . با همسرم تماس گرفتم . اما ایشون گفتند : تا حالا صبر کردی ، بذار شنبه بشه . بعد. و من باز هم جواب رو به روز شنبه موکول کردم .
میدونم همه اینها را هایی است که باید برم . خدا خودش جواب آخر رو میدونه . ابتدایی یا راهنمایی ؟ و باز هم میدونه که در طی مسیر از چه راه هایی باید عبور کنم . دیگر آن چیزی که برام مهم شده ، این است که در مقابل زور و ظلم آن ها بایستم . الآن حتی اگر مدرسه راهنمایی هم که تا دهم مهر توش بودم ، یک دبیر دیگر به جام فرستادند .
شاید اگر با نرمش و مدارا و گذاردن جلسات پی در پی اون هم در نیرماه ازمون میخواستند که به جهت همکاری این مورد رو قبول کنیم ، حاضر میشدیم که کار را متقبل بشیم . اونجوری تو کلاس ضمن خدمت هم شرکت می کردیم ( هرچند که ما به اندازه کافی کلاس های ضمن خدمت رفته ایم و حالا زمانش هست که از تجربه ها بهره بگیریم ) و میشدیم جزء نیروهای کارآمد ابتدایی . اما الآن 15 مهر است . خلاصه که موندم تو مغز آدمی که این پیشنهاد رو مطرح کرد و برا خودش آئین نامه کرد .
تا شنبه . برم و ببینم این راه و این بند به کجا میرسه ؟



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 24 خرداد 1390 09:09 ب.ظ


feet pain
یکشنبه 26 شهریور 1396 08:04 ب.ظ
Hi there to every one, the contents existing at this web site are actually amazing
for people experience, well, keep up the good work
fellows.
http://wagnerzamlaeuxpi.page.tl
جمعه 13 مرداد 1396 03:26 ب.ظ
I've been exploring for a bit for any high quality
articles or blog posts on this kind of space . Exploring in Yahoo I finally stumbled upon this web site.
Reading this info So i am satisfied to convey that I've an incredibly just right uncanny feeling I found out just what I needed.
I most no doubt will make certain to do not omit this web site and provides it a look on a continuing basis.
manicure
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 10:57 ق.ظ
Oh my goodness! Amazing article dude! Thank you so much, However I am
having difficulties with your RSS. I don't know the reason why I am unable to join it.
Is there anyone else having the same RSS issues?

Anyone who knows the answer can you kindly respond? Thanks!!
احمدی
پنجشنبه 9 تیر 1390 06:01 ب.ظ

_¶¶¶¶¶¶______¶¶¶¶¶
__¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶__¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
_¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶____¶¶¶¶
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶____¶¶¶¶
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶__¶¶¶¶¶
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ _¶¶¶¶¶
_¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
___¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
_____¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
_______¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
_________¶¶¶¶¶¶¶¶
___________¶¶¶¶
____________¶¶
_____________¶
____________¶
___________¶
__________¶
________¶__¶¶¶_________¶¶¶
________¶_¶___¶_¶¶¶¶¶_¶___¶
______¶__¶__¶__¶_____¶__¶__¶
_____¶___¶_¶¶¶_________¶¶¶_¶
_____¶___¶_________________¶
______¶___¶_______________¶
______¶¶___¶__¶¶_____¶¶__¶
_____¶__¶__¶__¶¶_____¶¶__¶
_____¶__¶__¶_____¶¶¶_____¶
_____¶___¶_¶____¶___¶___¶
______¶______¶___¶¶¶___¶
_______¶______¶¶_____¶¶
________¶_______¶¶¶¶¶__¶¶
_________¶______________¶
___________¶¶¶¶___________¶
_____________¶________¶____¶
_______¶¶¶___¶_________¶____¶
______¶___¶¶¶¶________¶¶¶¶__¶
______¶______¶_______¶____¶_¶
______¶______¶______¶_____¶¶
______¶_______¶_____¶_____¶
______¶_______¶¶¶¶¶¶_____
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر