تبلیغات
آموزگار آمرزگار - دهم تا سیزدهم مهر 89

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

سه شنبه 24 خرداد 1390-07:57 ب.ظ



تموم تابستون کارم شد اداره رفتن و کاس کامپیوتر و مکالمه عربی . آخر تابستون بود که دیدم هیچی از اون

نفهمیدم . هفته آخر رفتم اداره . گفته بودند : افرادی که حکمشون آموزگاری است اما پستشون دبیری  ، باید

بروند ابتدایی . حتی اگر یک روز هم اون جا کار نکرده باشند . جالب بود برام . به قول خودشون ابتدایی

 یک مرحله خاص بود . اما چرا از نیروی غیر متخصص می خواستند استفاده کنند رو نمی فهمیدم . خلاصه
که هفته آخر وقتی دیدم فایده نداره ،خودم رو آماده کردم که برم ابلاغم رو بگیرم . اما دبیر ادبیاتمون که ایشون هم وضعیتی مشابه من داشت مانعم شد و از من رفتن واز ایشون نرفتن که مدیر مدرسه از راه رسید و بهم گفت که خانواده شهدا رو از طرح خارج کردند .

با خوشحالی تموم نزد مسئول مقطع رفتم و دوباره از ایشون هم سوال کردم که تایید کردند و من هم سرخوش به منزل برگشتم .
تا روز دهم مهر در مدرسه سال قبل خودم که راهنمایی بود تدریس می کردم . با توجه به هوشمند شدن مدرسه ، لب تابی هم تهیه کردم و سی دی های آموزشی . مثلا میخواستم در کنار تدریسم از اون وسایل هم استفاده کنم ولی روز دهم مهر از اداره زنگ زدند  که باید بیایی و بری ابتدایی .

تا سازمان و وزارت خانه هم رفتم . حرف خودشون رو بهشون گفتم . اما انگاری که هیچ کس ما رو نمیدید و نمیشنید .

دوسه روزی رو به اداره رفتم . اما مثل اینکه خواست ، خواست من نبود . تو دلم ناراحتی موج می زد . کاری رو که با چشم های بسته انجام می دادم باید میذاشتم کنار و می رفتم از صفر شروع می کردم .
کاری رو که سال ها براش زحمت کشیده بودم تا تجربه کافی رو درش پیدا کنم .
 
دوتا وبلاگ براش تهیه کرده بودم . اما خوب ! یک وقت ها دیگر روزگار باهات خوب تا نمیکنه یا شایدم میکنه اما به نظر ما بد میاد .

از مقطع ابتدایی پرسیده بودم که کجا می خواهند بفرستندم . برای همین روز دوشنبه که تعطیل بود یک سر رفتم تا جای مدرسه رو پیدا کنم . آدرسی رو که بهم داده بودند اشتباه بود و خدا رحم کرد .

چون اگر همون آدرس بود نمیدونستم چکار باید بکنم . والبته بعد پیدا کردنش دیدم با یک اتوبوس سوار شدن مشکل حل میشه .

اما خدایا ! میتونستم برم و مشغول شم یانه ؟ باید تا فردا صبر کنم و ببینم چه اتفاقی میفته ؟






نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 24 خرداد 1390 09:08 ب.ظ


What causes pain in the back of the heel?
سه شنبه 28 شهریور 1396 02:02 ق.ظ
I have fun with, result in I found exactly what I was having a look for.
You've ended my four day long hunt! God Bless you man.
Have a great day. Bye
Foot Pain
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:29 ب.ظ
After I initially commented I appear to have clicked the -Notify me when new comments are added- checkbox and
now every time a comment is added I get four emails with the same comment.
There has to be a means you can remove me from that service?
Cheers!
Foot Issues
سه شنبه 10 مرداد 1396 01:40 ب.ظ
I think this is among the most vital info for me. And i am
glad reading your article. But wanna remark on some general things, The web
site style is perfect, the articles is really nice : D. Good job, cheers
manicure
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:29 ق.ظ
After checking out a few of the blog articles on your web page, I truly
appreciate your technique of blogging. I saved it to my bookmark webpage list and will be checking
back in the near future. Please visit my web site too and
let me know your opinion.
احمدی
پنجشنبه 9 تیر 1390 05:58 ب.ظ
وسیله هم برات گذاشتم بهم سر بزنی منتظرتم

°°°°°°°°°°°°|/
°°°°°°°°°°°°|_/
°°°°°°°°°°°°|__/
°°°°°°°°°°°°|___/
°°°°°°°°°°°°|____/°
°°°°°°°°°°°°|_____/°
°°°°°°°°°°°°|______/°
°°°°°°______|_________________
~~~~/__ بیا اینم وسیله حالا دیگه_\~~~~~~
~~~~~/ _میتونی بهم سر بزنی _\~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸.....
به دوستان هم بگید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر